توضیحات
خرید رمان انگلیسی The Snows of Kilimanjaro از انتشارات زبان آفرین
“The Snows of Kilimanjaro” یکی از شاهکارهای داستاننویسی کوتاه در ادبیات مدرن غرب است. این داستان کوتاه (که گاه به عنوان “رمان کوتاه” نیز معرفی میشود) توسط ارنست همینگوی، نویسندهی برندهی نوبل، نوشته شده و بار دیگر نبوغ او را در ترکیب زبانی ساده با درونمایههای عمیق فلسفی به رخ میکشد.
این اثر، داستان مردی نویسنده به نام هری را روایت میکند که در دامنهی کوه کلیمانجارو، در حال مرگ است. هری به دلیل عفونت پای خود قادر به حرکت نیست و در حالیکه منتظر مرگ است، با خود، گذشتهاش، اشتباهاتش و استعدادهایی که هرگز به کار نگرفت مواجه میشود.
📖 خلاصه داستان
هری، نویسندهای است که به همراه همسر ثروتمندش در آفریقا کمپ زدهاند. اما در جریان یک سفر شکار، پای او زخم شده و به دلیل نرسیدن کمک پزشکی، عفونت شدید میکند. با گذشت زمان و بیپناهی در طبیعت، او درمییابد که در آستانهی مرگ است.
در طول داستان، هری با مرور خاطرات خود، به لحظات مختلف زندگیاش بازمیگردد: جنگ، عشقهای گذشته، خاطرات دوران جوانی، و مهمتر از همه، نوشتنهایی که هرگز انجام نداد. او به شدت از اینکه استعدادش را فدای راحتطلبی، ثروت، و زندگی اشرافی کرده، پشیمان است. در پایان، مرگ او نهتنها پایان زندگیاش، بلکه نماد ناکامی روحی و انسانی او نیز هست.
🧠 مضامین اصلی داستان
The Snows of Kilimanjaro با وجود حجم کم، سرشار از درونمایههای فلسفی، انسانی و روانشناختی است:
-
ترس از مرگ: داستان، بازتابی از اضطراب اگزیستانسیالیستی انسان در مواجهه با مرگ حتمی است.
-
پشیمانی و حسرت: هری به گذشته خود مینگرد و از فرصتهایی که برای نوشتن و زیستن واقعی از دست داده، رنج میبرد.
-
هنر و معنای زندگی: نویسندهای که میدانست چه باید بنویسد اما هرگز آن را ننوشته، نمادی از استعدادهای هدررفتهی بشری است.
-
تضاد بین طبیعت و تمدن: کوه کلیمانجارو، به عنوان نمادی از پاکی و عظمت طبیعت، در برابر فساد و بیهدف بودن زندگی مدرن قرار میگیرد.
-
مرگ به عنوان رهایی یا مجازات؟ پایان داستان، همزمان میتواند به عنوان نجات روح از رنج و یا مجازات برای یک عمر بیعملی تعبیر شود.
✍️ سبک نوشتاری همینگوی
همینگوی با استفاده از سبک مینیمالیستی و نظریه کوه یخ (Iceberg Theory)، اطلاعات زیادی را در پشت جملات ساده و کوتاه پنهان میکند. گفتوگوهای سرد، توصیفهای بیزرقوبرق، و سکوتهایی که بیشتر از کلمات میگویند، از ویژگیهای بارز این اثر هستند.
روایت بین زمان حال (در کمپ) و گذشته (خاطرات ذهنی هری) جابهجا میشود و این ترکیب، یک ساختار چندلایه و درونگرایانه به داستان میدهد.
🏆 اهمیت و تأثیر
-
“The Snows of Kilimanjaro” یکی از معروفترین داستانهای کوتاه همینگوی است و در بسیاری از آنتولوژیها و مجموعهها منتشر شده است.
-
این داستان نقشی کلیدی در تثبیت جایگاه همینگوی به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم داشته است.
-
در نقدهای ادبی، این اثر اغلب به عنوان یکی از بهترین نمونههای ترکیب هنر نوشتن و تحلیل روان انسان معرفی میشود.
🎬 اقتباس سینمایی
در سال 1952 فیلمی با همین نام توسط هنری کینگ ساخته شد که با اقتباس آزاد از داستان همینگوی، نقشهای اصلی آن را گرگوری پک، سوزان هیوارد و آوا گاردنر بازی کردند.
📚 مشخصات کتاب
| ویژگی | توضیح |
|---|---|
| عنوان | The Snows of Kilimanjaro |
| نویسنده | Ernest Hemingway |
| ژانر | داستان کوتاه، درام روانشناختی، اگزیستانسیالیسم |
| سال انتشار | 1936 |
| زبان | انگلیسی |
| منتشر شده در | مجموعه The Snows of Kilimanjaro and Other Stories |
| مناسب برای | علاقهمندان به داستانهای فلسفی، روانشناختی، و آثار کلاسیک مدرن |
✅ جمعبندی
“The Snows of Kilimanjaro” نهتنها داستانی دربارهی مرگ است، بلکه عمیقاً دربارهی زندگیایست که زیسته نشد. داستان نویسندهای که با استعداد و آرزو به دنیا آمد، اما در نهایت، تسلیم راحتی، ترس و تنبلی شد. همینگوی در این اثر، انسانی را به تصویر میکشد که لحظهی مرگ، بیش از آنکه از پایان بترسد، از آنچه در طول زندگی انجام نداده، رنج میبرد.
این داستان برای هرکسی که با معنا، هدف، و عمر گذرا درگیر است، تجربهای تلخ، ولی بسیار ضروریست.

هنوز بررسیای ثبت نشده است.